تبليغاتX
آخرین ایستگاه.....

آخرین ایستگاه.....

.::به نام آنکه آگر حکم کند محکومیم::.

جنگل قسمت دوم

حالا خور شید حسابی بالا امده بود و همه بیدار شده بودند.

میمون وسنجاب از خوشحالی بالاو پایین می پریدند و پرنده

 بالها یش را به هم می زد . فقط خار پشت کوچک نفهمیده بود

 چه اتفاقی افتاده است با تعجب به انها نگاه می کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 10:22  توسط امین  | 

تنهایی....

به احترام سوكت شبهاي تنهاييم

 

در شهرستاني بنام عشق رشته كوهي وجود

دارد بنام محبت ودران رودي جريان داردبنام

صفا وبعدازاين رودها ابگيري مي رسدبنام

   وداع

              من كه مي دانم شبي عمرم به پايان مي رسد

             نوبت خاموشي من سهل واسان مي رسد

               پس چرا عاشق نباشم...پس چرا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/09ساعت 13:27  توسط امین  |