عشق
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای
.::به نام آنکه آگر حکم کند محکومیم::.
بهترین راه دوست داشتن زندگی این است که خیلی چیز ها را باید دوست داشت ... ؟؟؟
بر دوش زندگی ما بارهای زیادی نهاده شده است و برای همین زندگی کردن کاربی نهایت
پیچیده ای شده است . مسائل جهان ما فوق العاده دشوار شده اند.
و ما پاسخ ساده ای برای آن ها نمی یابیم و خود را سر در گم می بینیم .
این پیچیدگی ها اغلب ما را گرفتار درماندگی و نا توانی می کنند.با وجود این حیرت آوراست
که روزها را پشت سر هم از دست می دهیم و همواره حسرت چیزهای ساده تررا می خوریم.
پس چگونه توقع داریم که زندگی ها و زندگی کردن های ما اهمیت پیدا کنند .
بر ماست که این اصالت ، سادگی ، صداقت و سبک باری را به نگاهمان بدهیم.
اگر چیزی مثل زندگی کردن این همه برایتان جالب است پس بر شماست
که زندگی کردن را یاد بگیرید و زندگی کنید ....
هیچ یک از ما نمی توانیم زخم ها یی را که زندگی به ما زده است ، ترمیم کنیم.
این زخم ها پیش از آنکه بفهمیم چه بر سرمان آورده است ، کار خودشان را خواهند کرد.
در تمام طول زندگی بین شما و آنچه می خواهید باشید قرار می گیرند و به این شکل متوجه
می شوید که تمام زندگیتان را از دست داده اید.......
و اما مطلبی از ویزل( نویسنده ی یهودی) در کتاب ارواح در آتش:
وقتی که می میریم و خالق خود را در آسمان ها ملاقات می کنیم از ما نمی پرسد که چرا
قدیس نشدی ، چرا چیزی را کشف نکردی ، چرا این و آن را معالجه نکردی...
بلکه تنها چیزی که از ما می پرسد این است:
چرا خودت نشدی !!! ؟؟؟
و با این همه داریم از تنهایی می میریم.
عاشق بودن مهم نیست ، چطور عاشق بودن مهم است .
اریش فروم : عمیق ترین نیاز انسان غلبه بر جدایی و باز نکردن در زندان تنهایی است
شکست کامل در رسیدن به این هدف یعنی جنون !!!
اشلی مونتاگیو : بقای هیچ یک از موجودات زنده بدون وابستگی درونی به هم ممکن نیست
هر وقت موجودات زنده به شکل منسجم با هم ارتباط متقابل بر قرار کنند
باعث بقای یکدیگرمی شوند ، به هم مایه می رسانند و زندگی می دهند .
لئو بوسکیلیا : اساسی ترین نکته در یک ارتباط این است که همیشه یک و یک می شود : دو
جبران خلیل جبران : شما به خاطر عشق عاشق می شوید
خیلی از آدم ها که قابلیت عاشق شدن ندارند می ترسند قلبشان را گرو بگذارند .
دیگران آن ها را همان طور که هستد می بینند
و چه زیبایی هایی که به خاطر ترس از دست می دهیم .
اغلب ما از مرگ می ترسیم ، نمی دانیم که چطور می شود هم با متانت زندگی کرد
و هم با وقار مرد ... اگر با شان و وقار زندگی کرده باشید همین طور هم می میرید .
پس لزومی ندارد که نگران باشید ......
خدایا در این تنهایی و در این اوج نیاز بگذار برای تو بمانم و نیازم را برای تو بخوانم .
جز راهی که تو نشانم دادی صراط مستقیمی نمی یابم .
من غریبه نیستم و ناله هایم با تو از سر حسرت و گناه است .
شعر هایت را گم کرده ام و دستانی را که سایبانم بوده نمی بینم .
تنها پناهم در این وادی وحشت تویی ...
به آسمانت سوگند می میرم اگر به فریادم نرسی .








(Ron Weasley (Rupert Grint

(Severus Snape (Alan Rickman

(Rubeus Hagrid (Robbie Coltrane

(Colin Creevey (Hugh Mitchell






باتشکر از امیر کریمی